X
تبلیغات
زولا

دور افتاده ...

شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شدی تا میتوانی زیبا برقص...

باز گشت...

سلام دوست جونیای خوب...


دلم برای همتون تنگ شده بود، این سه ماه همش دنبال کارا و برنامه های بودم که باید ردیف میشد و در کنارش استراحت کامل که دیگه داره کلافم میکنه. هرچی کتاب و فیلم و تلوزیون و وب سایت تو این دنیا هست تقریبا یه دورکی زدم بازم وقت اضافه اورم.


خصوصا که همسر محترم سرگرم کار و مسافرتهای کاری همیشگی و دیر وقت خونه میامد... ولی خیلی ناراحت نیستم. یه همراه با من هست که تنهام نمیزاره...


قول میدم زود به همتون سر بزنم و هر چی که تا این مدت از نوشته های قشنگتون عقب افتادم جبران کنم...


همتون و دوست دارم، دوست جونیا...

[ چهارشنبه 3 آبان 1391 ] [ 10:51 ] [ دور افتاده... ] [ 5 نظر | چاپ ]