X
تبلیغات
زولا

دور افتاده ...

شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شدی تا میتوانی زیبا برقص...

نقش...

بردار قلم را

بغض دارد،

رنگ سیاهش دلتنگست.


کجاست سپیدی؟ 

قلم میپرسد،

وقت نقش بستن رازهاست.









[ چهارشنبه 21 اسفند 1392 ] [ 14:37 ] [ دور افتاده... ] [ 1 نظر | چاپ ]